هان فی

به نام خدا

یکی دیگر از قانون گرایان هان فی بود که در سال 233ق.م فوت کرد او متاثر از اندیشه های کنفوسیوس و تائوئیسم است و اساس تعالیم او عبارت است از این که معتقد بود انسان باالطبع خود خواه و خود پرست و در پی منافع خویش است و اموری چون قبول مذهب و دین- اطاعت از امور سلطان- احترام به والدین و محبت اولاد و ... بر اساس حب نفس و جلب منافع شخصی قرار دارد او می گفت که انسان امروز نمی تواند هم چون انسان ابتدایی زندگی کند و از طریق حفظ رسوم و ارزش های گذشته سعادتمند شود و به این خاطر کسانی چون کنفوسیوس و موتزو را که حفظ اداب و رسوم گذشتگان داشتند را استهزار می کرد.

امر  به تحصیل

به نام خدا

قانون گرایان از کنفوسیوس به خاطر این که باید زراعت کنند و به امر تحصیل علم روی آورده اند انتقاد کرد . یکی دیگر از قانون گرایان شن تائو است او پادشاه خویش را راهنمایی می کرد که در افزایش قدرت و استبداد خویش بکوشد تا همه از ترس مطیع شوند.

قانون گرایان

به نام خدا

برخی از قانون گرایان روشی اختیار کردند که شبیه اصول ماکیاولی است و برخی دیگر روشی شبیه حکومت فاشیست امروز داشتند. آنها معتقد بودند پادشاه باید به میل خود و اقتضای زمان قوانین را وضع یا فسخ کند و آن قوانین باید محکم و پر صلابت باشد تا همواره بشر را به سوی صلاح و خیر راهنمایی کنند خواه به دلخواه و یا زور و اجبار چرا که جامعه بشر هم چون گله ی گوسفندان می ماند. قانون گرایان در طول دو قرن که موسوم به عصر اشفتگی است (425-225ق.م) ظهور کردند و قدرت زیادی در حکومت های مختلف داشتند. یکی از انها به نام شانگ یانگ بود که درسال 338ق.م کشته شد. او پادشاه متنوع خود را اندرز می داد که پادشاه مردم را فقط به زراعت و حصار و جنگ و قتال مشغول دارد.

مکتب قانون گرایان چین

به نام خدا

مکتب قانون گرایان:

پیروان این مکتب بیشتر از هر کسی به کنفوسیوس تاخته اند و پیروان گوناگون این مکتب در یک عقیده متفقند که نظام خودسر و آشفته فئودالی باید از میان برافتد و به جای آن یک نظام اجتماعی برقرار شود. که بر طبق آن دولت فقط به موجب قانون حکمفرمایی کنند نه بر وفق تشریفات و آداب. از این نظر کنفوسیوس را که حکومت را بر  اساس ادب و تشریفات اخلاقی قرار می داد نمی پسندید.

موتزو - محبت و اجر پاداش

به نام خدا

موتزو معاصران خود را به خاطر بدبینی، سست اعتقادی به پرستش ارواح که خاقان های سلسله شیا انجام می دادند نکوهش می کرد.

روح و جوهره نظریه موتزو اصل محبت و یاری همگانی و متبادل اجر و پاداشی دارد و آن این است که تو چون دیگری را دوست بداری او تو را نیز دوست خواهد داشت، و بالعکس تنفر تو چیزی جز تنفر دیگری به بار نمی آورد.

اطمینان موتزو

به نام خدا

موتزو به دو چیز اطمینان داشت.

1-  اراده آسمانی می خواهد افراد بشر یکدیگر را دوست داشته باشند.

2-  آسمان پشتیبان طریقه اوست. چرا که طریقه او مفید و در جهت اجرای مشیت آسمان است.

نقد منسیوس از موتزو

به نام خدا

منسیوس از حکمای طریقه کنفوسیوس موتزو را نقد کرد و گفت قاعده او می گوید: همه را یکسان دوست بدار تا جایی برای مهر اختصاصی هم چون پدر به فرزند و ..  نمی گذارد حتی به اندازه علاقه ای که حیوانات به فرزند خود دارند. اما قبلا موتزو پاسخی به این جملات داده است و برابر توجیه راه خود ضمانت اجرای آسمانی قایل شده بود.

زواید زندگی

به نام خدا

موتزو می گوید: تمام تفننات و زواید زندگی شخصی باید به حداقل کاهش یابد تا به مصالح و منافع مشترک و خدمات عمومی صرف شود. حتی تفریح و استراحت را نباید بیش از حد اندازه داشت. کنفوسیوس و تائوئیست ها بر ضد او برخاستند و گفتند او ضد آسایش و فرهنگی است که موجب دلپذیری زندگی می باشد و آنها را قربانی مصالح اقتصادی و مادی کرده است.

هدر دادن نیروی انسانی

به نام خدا

موتزو معتقد بود که وقت و نیروی انسانی در هر جایی نباید تلف شود چه در تشریفات و مناسک مذهبی چه در کفن و دفن مردگان و ... که همه اینها باعث هدر دادن حال- تضییع اقتصادی- اتلاف وقت و نیروی انسانی می شود.

محبت همگانی و همکاری جهانی

به نام خدا

موتزو به محبت همگانی و همکاری جهانی معتقد است و می گوید زمانی آن محقق خواهد شد که انسان دیگری را چون خود بپندارد، ایالت خود را چون ایالت دیگران بداند و یکدیگر را دوست بدارند. به این خاطر او از تائوئیست ها انتقاد می کرد و می گفت: تائوئیست ها با شعار در اقدام نکردن و ترک فعل، کاری نمی توانند بکنند و کنفوسیوس نیز با سخت گیری و التزام خود به تشریفات و قیود آداب  و رسوم، کاری از پیش نمی برد و این در حالی است که جنگ و فساد و مصیبت جهان را فراگرفته است. پس باید همه مردم به جز حاکمان به کار مولد و اشتغال سود بخش در جامعه بدون فاصله طبقاتی و واحد بپردازند.

موتزو و نوع دوستی

به نام خدا

موتزو در مورد هدف نوع دوستی خود را با منطق اصالت سودمندی آمیخته و می گفت تمام فجایع و مصیبت های جهان به دلیل آن است که هر کس فقط خود را دوست دارد نه دیگری را و به فکر خود می باشد نه دیگری و خود را از دیگری جدا می داند.

موتزو

به نام خدا

موتزو دو هدف عمده داشت.

1- پیروان خود را متحد و جامعه ای برادری و اخوت برقرار سازد که همه با هم برابرند.

2- همه افراد مشیت آسمان و اراده ارواح را محترم شمارند.

او معتقد بود سلطان علوی یا آسمان (شانگ تی) مافوق همه است و محبت و خیر محض از جانب او به همه افاضه می شود.

تعالیم موهیست

به نام خدا

تعالیم موهیست ها:

موسس این مکتب موتزو یا موتی (468-390ق.م) در قرن پنجم  بود که تعالیم او هم چنین با کنفوسیوس رقابت می کرد. او ممعتقد بود حکومت باید تحت قوانین سخت مذهبی اداره شود .او موسسات اجتماعی سلسله چو را انکار می کرد و می خواست جامعه ای بسازد که همه با هم متساوی و بین افراد امتیاز و اختلافی وجود نداشته باشد و همه با هم برادر و برابر باشند در واقع او پیشاهنگ کمونیست است. هر چند مکتب فلسفی او دوام نیاورد و دو هزار سال تنها در میان اندیشمندان اسم او شناخته شده بود اما در فلسفه و مذهب چین شخصی مهم و نقش مهمی داشت. او اندکی بعد از کنفوسیوس در ایالت لو به دنیا آمد و ظاهرا اوایل شیفته مکتب کنفوسیوس بود اما بعدها روی بر گرداند و روش دمکراتیک پیش گرفت.

تعالیم تائوئیسم ها

به نام خدا

تائوئیسم ها طرفدار سادگی و بساطت طبیعی بودند و معتقدند که قوانین و مقررات  و باید و نبایدهای اخلاقی سبب انحراف آدمیان شده است. لیکن باید آنها را به حال خود رها کرد تا تائو خود به خود آنها را از بین ببرد و سعادت جانشین، بدبختی شود. آنها نسبت به قواعد اخلاقی، اصول عدالت، محبت، وفاداری خانوادگی و ... که کنفوسیوس بیان کرده بودند به چشم استهزار می نگرسیتند. اگر چه گاهی کلمات و عقاید خود را از زبان کنفوسیوس بیان می داشتند، به خصوص چونگ تزو.

مانع بزرگ انتشار مبادی کنفوسیوس

به نام خدا

تزوسو نوه کنفوسیوس یکی از پیشوایان مکتب او محسوب می شود. دو مانع بزرگ در راه انتشار مبادی کنفوسیوس وجود داشت.

1- نظام سلطنتی فئودالی رو به انحطاط بود (403-221ق.م)

2- مکاتب و مذاهب فلسفی و دینی مختلف در آن عصر به وجود آمد که هر یک راه حلی خاص برای مشکلات سیاسی و اخلاقی داشتند.

رقبای کنفوسیوس

به نام خدا

مردان برجسته و رقبا و دشمنان مکتب کنفوسیوس:

شاگرد برتر کنفوسیوس تزوکونگ است که سه سال در فراق او به سوگواری پرداخت. شاگردان او هفتاد نفر بودند  که تعالیم و روایات منصوب به او را تدوین کردند و کتابهایی چون انالکت- تعالیم مین (چونگ یونگ) علم بزرگ (تاسوئه)  و منکیوس (محبت فرزندی) را تدوین کرد . کتاب دیگری به نام شیائو چینگ توسط انها تدوین شد که بسیار محبوب است اما جز کتب چهارگانه نیست. هم چنین کتاب هایی چوت کتاب قوانین و شرایع، سالنامه بهار و پاییز و تفاسیر کتاب چانگ ها نیز به قلم شاگردان اوست.