توحید در مصر باستان

به نام خدا

آمن حوتپ چهارم یکی از فراعنه جوان مصر بود که به هنگام شنیدن سرود خورشید در شهر تب توسط دو نفر از معمارهای پدرش، یعنی آمنحوتپ دوم به یکتاپرستی (monoecism) گرایش پیدا کرد. لذا نام خدای ملی شهر تب را که آمون می گفتند به آتون تغییر داد و خود را اخناتون که به معنای مومن به آتون می­باشد، گذاشت.

وی آتون را خدا یکتا و خالق تمام کائنات و حافظ تمام مخلوقات نامید و به همین دلیل نام دیگر خدایان (حتی اوزریس) هم از معابد و ابنیه­ ها برداشته شد.

شهر جدیدی دورتر از تب بنا کرد و آن را اخناتون یعنی افق آتون نام نهاد. اما متاسفانه این اصلاح دینی در مصر چندان دوام نیاورد و با مرگ فرعون جوان، شوهر خواهرش به تخت نشست و با تحریکات کاهنان مجدد مذهب آمون احیا شد و خود را توت عنخ آمون لقب داد. مجدد پرستش خدایان اوزریس، ایزیس و هوروس جایگزین شد و این روند تا زمان ظهور مسیح ادامه داشت.

سلطنت اوزیریس

به نام خدا

عقیده به سلطنت اوزیریس در سال­های 2000 الی 2600 ق.م رواج داشت. انتقال ارواح به سرزمین مبارک اوزیریس در مکانی به نام آبیدوس است. در انتهای علیای دره طولانی نیل به واحه­ای منتهی می­شود که سر حد جهان با دنیای مجهول است که بعد از عبور ازکوهستان­های آن، به آخر جهان می­رسد. درست هامن جایی که آفتاب، عالم مریی را ترک کرده و درون جهان زیرین فرو می­افتد.

عقیده­ای دیگر می­گوید، سرزمین اوزیریس را در شمال مصر یا کشور شام و یا دورتر یعنی کهکشان که در واقع سر چشمه رود نیل آسمانی است، می­باشد. در نهایت ارواح باید از دیوان محاسبات نیز بگذرند.

سرگذشت ارواح را به روی برگ پاپیروس نوشته و در مظهر حقیقت یعنی خدای آنوبیس که حافظ مقابر است می­آورند. اوزیریس بر تختی نشسته و ایزیس در چپ و نفتیس در راست او حضور دارند. او در برابر 42 قاضی روحانی که هر کدام نماینده یک نوم در مصر هستند گناهان خود را اعتراف می­کند. و در نهایت دل و جگر او را در ترازویی به پر شترمرغ می­سنجد. اگر قلب او به واسطه اعمال نیک سبک باشد بر پر شترمرغ می­چربد. لذا خدای نحوت که با سر لک­لک و بدن انسان است و کاتب اعمال را به عهده دارد شرح اعمال او را به اوزیریس داده و به او اجازه ورود به سرزمین اوزیریس را می­دهد. اما چنان چه قلب دارای اعمال ناپسند باشد کفه دیگر آن سنگین شده و گرفتار کیفر می­شود و جانوری با سر تمساح، بدن شیر و کفل اسب آبی او را می­بلعد. و بر اساس برخی روایات او در آتش دوزخ دچار عذاب سرمدی خواهد شد.

راه حل كلان

به نام خدا

محدود كردن دولت به انجام وظايف ذاتي خود

معيار قرار دادن قانون در انجام امور

وظايف دولت از ديد آدام اسميت

 حمايت از جامعه در برابر تهاجم ساير كشورها

  حمايت از شهروندان و برقراري عدالت اجتماعي

  انجام خدماتي كه بخش خصوصي مايل به انجام آن نيست

خدایان مصر:

به نام خدا

1-    پتاح: او خالق کل و آفریننده عالم از گل است. او در کفن مومیایی شده قرار داشت تا قدمت آن نشان داده شود.

2-    مات: خدای مونث که مظهر راستی است. او قلوب اموات را با پر مرغی سنجیده و داوری می­کند.

3-    سفخت: خدای حافظ و کتابت که مونث است

4-    هو: خدای ذائقه

5-    آنوبیس: خدای محافظ مقابر و اموات که به شکل شغال است.

6-    نئیت: خدای شکار است و با تیر و کمانی نشان داده می­شود.

البته مصریان خدایان دیگر ملل را نیز پرستش می­کردند مانند: آنیتیس که خدای آبها و رودها است و ایرانیان از آن به آناهیتا و ناهید نام می­برند. قادس یا ایشار که خدای عشق در بین بابلی­ها و فلسطینیان بود، همان عشتر است.

 

پرستش خورشید

به نام خدا

هوروس فقط خدای خورشید و آفتاب محسوب نمی­شد، بلکه او  از دوران قبل از تاریخ مصر (دوره شکار) مشوق و حامی مردمانش بود.

 در نقوش اهرام، غالبا خدای خورشید در حال عبور از آسمان علیین با یک قایق نشان داده می­شد. اما به مرور این قایق به یک زورق سلطنتی فراعنه تبدیل شد که در آن دو خورشید یکی مربوط به صبح و دیگری در ارتباط با عصر قرار گرفت.

خورشید صبحگاهی خپر (سرگین غلطان) و خورشید عصرانه آتون نام داشت. بعهدها رع به عنوان خورشید نیمروزی با صورت انسان در عقاید مصریان باستان پیدا شد. مصریان آفتاب را به شکل پرنده و یا سکاراب که همان جعل سرگین غلطان است نشان می­دادند.

خدای هوروس نیز هم چون یک باز بلند پرواز ، نشان از رمزی در سراسر مصر بود. این حشره از آن جایی که برای مصریان باستان دارای قداست بود هامنند مهر و یا طلسم جلوی پیشانی مجسمه سلاطین و فراعنه نقش می­بست. لذا در فرهنگ مردم مصر سوسک نشان رمز حیات و نیروی محافظ محسوب می­شد که جادوی آن باطل شدن تاریکی و ظلمت بود.

بعدها در شهر پولیس خداین رع و آتون در هم آمیخته شدند و خورشید نه تنها مرکز طبیعی جهان محسوب می­شد بلکه مظهر قدرت سلاطین در روی زمین گردید. بنابر این در دوران عصر اهرام که در سال­های 2200 الی 2600 ق.م بود، فرعون مصر لقب فرزند رع یا پسر آفتاب را گرفت. به همین دلیل اهرام ثلاثه که کنایه از شعاع آفتاب بود بنا گردید و جسد فرعون در درون اهرام گذاشت شد. و این رمزی بود از آفتاب که حتی در هنگام مرگ زندگی آنان را فرا گرفته است.

هزاران سال بعد همسر فرعون خود را کاهنه معبد آفتاب نامید و فرعون مصر نیز که مظهر خورشید بود، او را مادر فرزندانی کرد که به هنگام تولد ، خدا بودند.

در شهر تب، خدای آفتاب به آمون تغییر کرد و با خدای رع یکی شد. از ترکیب آن دو خدای آمون- رع بوجود آمد که خدای تمام مردم مصر شد. خدای موت که مونث بود، با بدن انسان و سر کرکس تصویر شد و همسر آمون-رع گردید و فرزند آنها خونسو نیز خدای ماه نامیده شد.

در عقاید مصریان باستان، ابتدا قوچ نماینده آفتاب بود اما بعدها نیز مار کبری به عنوان نماینده آفتاب و پادشاه خدایان محسوب می­شد.

 

افسانه خدایان مصر باستان

برخی اوزیریس را خدای بر گرفته شده از کشور لیبی می­دانند. در آن جا او را مانند آب حیات بخش که باعث رویش نباتات می­شود، می­پرستیدند. خدای هوروس دارای سه شخصیت بود.

1-    هوروس اکبر که برادر اوزیریس و ایزیس بود.

2-    هوروس اوسط که به خوانخواهی پدر بر خاست.

   هوروس اصغر که پسر دیگر ایزیس محسوب می­شود و به نام هارپوگراس شهرت دارد.

عده­ای آن را متعلق به کشور شام می­دانند که خدای کشت و زرع محسوب می­شد و در نهایت در عقاید دینی مردم مصر تاثیر گذاشت.

اوزیریس از خدای (مذکر) جب و (مونث) نوت متولد شد و با خواهرش ایزیس ازدواج کرد. ایزیس در سال 1500 ق.م به عنوان نمونه­ای از یک زن کامل و وفادار، حتی بیش از شوهرش مورد احترام بود. اوزیریس که مورد غضب برادرش ست قرار گرفته بود او را کشت و جسدش را در تابوتی برای پیوستن به دریا راهی رودخانه نیل کرد. ایزیس در این زمان هوروس را متولد شد. لذا ست بعد از آن که جسد برادرش را یافت، او را تکه­تکه کرد و هر قطعه را به یکی از چهارده بخش مصر پراکنده کرد. لذا مصریان اعتقاد دارند که او خاک غلات را بارور می­کند.

هوروس بعد از بلوغ بر ضد عموی خویش قیام کرد و او را دستگیر و به نزد مادرش آورد. ایزیس، ست را بخشید اما هوروس با کمک خدایمخوت (حکمت) قطعه­های پیکر پدر را پیدا کرد. پدر وقتی زنده شد، چشم هوروس را که در جنگ با ست از دیت داده بود، بینایی داد. به همین دلیل است که آفتاب را منشع حیات و منبع نور می­دانند. از آن پس اوزیریس به جهان زیرین رفت و خدای مردگان شد و لذا سلطنت مصر و آفتاب به هوروس واگذار شد. از آن پس هوروس به عنوان جانشین پدر لقب رب النوع خورشید، یعنی خدای فراز زمین گردید.

خدای ایزیس و اوزیریس

به نام خدا

البته گاهی خدایان مصر نمی­توانستند با یکدیگر ترکیب شوند. لذا در حال خصومت باقی می­ماندند. به طور مثال خدای هوروس در مصر سفلی (دلتا) که خدای  آفتاب محسوب می­شد با خدای ست در مصر علیا که خدای ظلمت و تاریکی بود ترکیب نشد. اما از آن اسطوره­ای به نام ایزیس- اوزیریس شکل گرفت و هوروس از آن متولد شد. اوزیریس به دست ست کشته شد و هوروس در صدد انتقام بر آمد. لذا کینه توزی او شهرت دارد.

ترکیب خدایان در مصر باستان

به نام خدا

خدایان رع یا اوزیریس و پتاح سوکار یا سوکار پتاح نیز در شهر ممفیس که در مصر سفلی واقع شده بود محل عبادت مردم و کاهنان بود. بعدها خدای اوزیریس که با بدن انسان و سر گاو تصویر می­شد در این منطقه ظهور پیدا کرد. لذا او را اوزیریس آپیس مترادف با اوزیریس پتاح سوکار نامیدند. البته خدای سراپیس که معنای روح گاو است نیز از این کلمه گرفته شده است. زمانی بعد اوزیریس در مصر سفلی به صورت حاتحور در آمد و با دو شاخ قوسی بزرگ تصویر شد.

ترکیبی از انسان و خدا در مصر باستان

به نام خدا

عقاید مصریان باستان خداوند در ترکیب انسان و حیوان بهتر جلوه­ گر می­شد تا مظاهر دیگر. به طور مثال:

خدای کنومو: خالق کل موجودات با بدن انسان و سر قوچ بود.

خدای آنوبیس: خدای هادی اموات و حافظ مقابر که با پیکر انسان و سر شغال.

خدای تاث: خدای آمرزش که بدن انسان و سر لک­لک داشت.

خدای سخمت: بدن انسان و سر شیر ماده داشت.

خدای باست: بدن زن و سر گربه داشت.

خدای ست: دست و پای انسان، سر سگ شکاری و دم افراشته خوک داشت.

خدای هوروی: بدن انسان، سر شاهباز داست و نماینده آفتاب و رقیب خدای بود.

خدایان مصر

به نام خدا

اولین پرستش مصریان در حیوانات تجلی یافت، و قبایل بزرگ و کوچک بر حسب شرایط  یک و یا چند نوع حیوان را که محافظ و نگهبان ان قیبله بودند مرد پرستش قرار می­دادند.

در شهر تب، خدای آمون به صورت قوچ پرستیده می­شد.

در شهر ممفیس، خدای سخمت به صورت ماده شیر و خدای آپیس به صورت گاو نر پرستیده می­شد.

در شهر دندره، خدای حاتحور به صورت گاو ماده پرستیده می­شد.

در شهر ادفو، خدای بهودت یا هوروس به صورت شهباز پرستیده می­شد.

در شهر آبیدوس و تینیس، خدای به صورت شغال پرستیده می­شد.

در شهر قیوم، خدای به صورت تمساح پرستیده می­شد.

در شهر هیراکنوپولس، خدای به صورت کرکس پرستیده می­شد.

تاسیس اهرام مصر

در سال 2600 ق.م وحدت دو مصر سفلی و علیا برقرار شد و بین سال­های 2200 الی 2600 ق.م سلطنت طولانی فراعنه مصر ادامه یافت که از موسسان اهرام ثلاثه مصر محسوب می­شوند. سال­های 2000 الی 2200 ق.م دوران تزلزل و ضعف سلطنت مصر محسوب می­شود و دوره جدیدی از سال 1990 ق.م به عنوان دوره وسطی آغاز شد، اما این پادشاهی هم در سال 1560 ق.م منقرض گردید و به جای آن امپراطوری نوینی به روی کار آمد و مجدد دوران عظمت و سر بلندی مصر آغاز شد. اما در نهایت بعد از چند فراز و نشیبب  در طول سالیان، توسط ایرانیان، رومیان و یونانیان فتح و به دوره­های مختلف تاریخی تقسیم شد.

نوم - روستای مصری

به نام خدا

مجموعه­ای از روستاهای معین که در کنار رود نیل قرار داشتند و قصبه­ای بزرگ­تر مرکز آن محسوب می­شد گفته می­شود.

از تعامل، امتزاج و اختلاط این روستاها در نهایت دو سلطنت تشکیل شد که شامل مصر علیا (مصر داخلی) و مصر سفلی (دلتا) گردید و پادشاهی آن را شخصی به نام منس به عهده گرفت. بنابر این منس به عنوان اولین موسس خاندان فراعنه مصر در حدود سال 2900 ق.م محسوب می­شود.

غلامحسین ابراهیمی دینانی

به نام خدا

غلام حسین ابراهیمی دینانی (زاده ۵ دی ۱۳۱۳ برابر ۲۶ دسامبر ۱۹۳۴ در روستای دینان، از توابع درچه ، خمینی شهر اصفهانفیلسوف ایرانی است. عمده شهرت وی به علت پژوهش در حکمت اشراق و سهروردی و احیای آن در سالهای اخیر است. وی با بررسی تمامی آثار و نوشته‌های شیخ شهاب الدین سهروردی تا کنون چندین کتاب مهم در رابطه با فلسفه و افکار این فیلسوف ایرانی نگاشته‌است. هم اکنون استاد بازنشسته گروه فلسفه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و در دانشگاه‌های تهران، تربیت مدرس، دانشگاه مذاهب اسلامی و دانشگاه آزاد اسلامی به تدریس فلسفه اشتغال دارد. او در سال ۱۳۸۴ با کتاب دفتر عقل و آیت عشق، ۱۳۸۵ با کتاب درخشش ابن رشد در حکمت مشاء و ۱۳۸۹ با کتاب فلسفه و ساحت سخن[۳] برنده جایزه کتاب سال شد.

دینانی در مدرسه حجتیه قم به تحصیلات حوزوی پرداخته و در آن مدت سید علی خامنه‌ای از افراد هم بحث و هم حجره‌ای اش بوده‌است. وی همچنین از شاگردان سید روح الله خمینی و علامه طباطبایی بوده و شاهد مباحث فلسفی هانری کربن و علامه طباطبایی بوده‌است.

کتاب‌های خردوخردورزی ، گفتار حکیم و آینه‌های فیلسوف و چندین مجلد کتاب و نشریه دیگر درباره جایگاه فلسفی ایشان است. تا به حال چندین مقاله و فیلم مستند نیز درباره این فیلسوف ، نوشته و ساخته شده‌است.

کلاسهای آزاد وی جهت دانشجویان فلسفه و محققین و علاقه مندان مطالعه آزاد فلسفه اسلامی در انجمن حکمت و فلسفه ایران برقرار است.