به نام خدا
هوروس فقط
خدای خورشید و آفتاب محسوب نمیشد، بلکه او
از دوران قبل از تاریخ مصر (دوره شکار) مشوق و حامی مردمانش بود.
در نقوش اهرام، غالبا خدای خورشید در حال عبور
از آسمان علیین با یک قایق نشان داده میشد. اما به مرور این قایق به یک زورق
سلطنتی فراعنه تبدیل شد که در آن دو خورشید یکی مربوط به صبح و دیگری در ارتباط با
عصر قرار گرفت.
خورشید
صبحگاهی خپر (سرگین غلطان) و خورشید عصرانه آتون نام داشت. بعهدها رع به عنوان
خورشید نیمروزی با صورت انسان در عقاید مصریان باستان پیدا شد. مصریان آفتاب را به
شکل پرنده و یا سکاراب که همان جعل سرگین غلطان است نشان میدادند.
خدای
هوروس نیز هم چون یک باز بلند پرواز ، نشان از رمزی در سراسر مصر بود. این حشره از
آن جایی که برای مصریان باستان دارای قداست بود هامنند مهر و یا طلسم جلوی پیشانی
مجسمه سلاطین و فراعنه نقش میبست. لذا در فرهنگ مردم مصر سوسک نشان رمز حیات و
نیروی محافظ محسوب میشد که جادوی آن باطل شدن تاریکی و ظلمت بود.
بعدها در
شهر پولیس خداین رع و آتون در هم آمیخته شدند و خورشید نه تنها مرکز طبیعی جهان
محسوب میشد بلکه مظهر قدرت سلاطین در روی زمین گردید. بنابر این در دوران عصر
اهرام که در سالهای 2200 الی 2600 ق.م بود، فرعون مصر لقب فرزند رع یا پسر آفتاب
را گرفت. به همین دلیل اهرام ثلاثه که کنایه از شعاع آفتاب بود بنا گردید و جسد
فرعون در درون اهرام گذاشت شد. و این رمزی بود از آفتاب که حتی در هنگام مرگ زندگی
آنان را فرا گرفته است.
هزاران
سال بعد همسر فرعون خود را کاهنه معبد آفتاب نامید و فرعون مصر نیز که مظهر خورشید
بود، او را مادر فرزندانی کرد که به هنگام تولد ، خدا بودند.
در شهر
تب، خدای آفتاب به آمون تغییر کرد و با خدای رع یکی شد. از ترکیب آن دو خدای آمون-
رع بوجود آمد که خدای تمام مردم مصر شد. خدای موت که مونث بود، با بدن انسان و سر
کرکس تصویر شد و همسر آمون-رع گردید و فرزند آنها خونسو نیز خدای ماه نامیده شد.
در عقاید
مصریان باستان، ابتدا قوچ نماینده آفتاب بود اما بعدها نیز مار کبری به عنوان
نماینده آفتاب و پادشاه خدایان محسوب میشد.