انتظار
به نام خدا
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروگزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
به نام خدا
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروگزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
به نام خدا
به نام خدا
استراتژي برنامه را فقط با يك سونگري در اهداف كشاورزي خلاصه نكرديم بلكه تلاش كرديم مشي سياسي ايران را در اين مستند گنجینه سبز نشان دهيم. از تصوير براي بيان اين عبارت سود جستيم كه كشاورزي ما توان رقابت با صادر كنندگان بزرگ جهان را در عرصه محصولات كشاورزي دارد . و اين يعني استطاعت دانش و فنآوري.
به نام خدا
استراتژي برنامه را فقط با يك سونگري در اهداف كشاورزي خلاصه نكرديم بلكه تلاش كرديم مشي سياسي ايران را در مستند گنجینه سبز نشان دهيم. از تصوير براي بيان اين عبارت سود جستيم كه كشاورزي ما توان رقابت با صادر كنندگان بزرگ جهان را در عرصه محصولات كشاورزي دارد . و اين يعني استطاعت دانش و فنآوري.
به نام خدا
كشاورزي در هر كشوري مظهر خود باوري مردم است. تعامل با طبيعت و ستايش مهرباني زمين. ايران به پاسداشت خاكي حاصلخيز، كشاورزي را امري گرامي و ارجح ميداند.
از دريچه دوربين نگاهم من پر بود از رنگ مهرباني زمين و دست بخشاينده باري تعالي. اينگونه حكايت گنجينه سبز رنگي شاعرانه به خود گرفت ... و شد حكايت ابر و كرامت زمين.
به نام خدا
روياي داشتن كشوري مانند ايران نه به زمان حال كه به قامت تاريخ قدمت و پيوستگي دارد.شعراي ايران زمين نيز به تاسي از اسلاف خود، ايران را كشوري سبز پوش نام دادن.
اين كشاورزي بود كه نام خود را به عنوان مكمل رنگين شدن سفره ايران زمين، طنين انداز كرد. تو گويي نام دهقان در آداب ايراني توام شده با شالودهاي از احترام و يكباره رداي زحمت و بردباري پوشيد.
رزاق و روزي ده شاه و گدا، بعد از خدا
دست خون آلود بذر افشان دهقان است و بس
به نام خدا
سرزمین من موسیقی این شعر ناتمام که پر از مقاومت و حماسه است در کنار صفا و دوستی آن برای دنیای ناچیز ما زیاد است.
آن هزاران یاد بود خوب را در خواب می بینم
رخش زیبا
رخش غیرتمند
رخش رخشنده
رخش بی مانند
با هزاران یادهی روشن و زنده
جنگ است این یا شکار آیا؟
میزبانی است یا تزویر؟
به نام خدا
سفیدی نور بر همه چیز در آینده حکایت دارد و مردان رنج کشیده از دل تاریخ به دنبال آَشتی با آسمان آبی هستند. مادران آِینده چشم انتظار ملاقات نوری هستند که آینده را در آن پیدا کنند و مردان هم به دنبال گمشده خویش در پی آینده می روند.
به نام خدا
پارچه های الوان به روی دربهای شکسته مغازه ها نقش بسته اند و با هر نسیمی در برابر باد می رقصند. رنگها رقص کنان زندگی را دوباره در خاطره های مردم سرزمین من زنده میکند. اما نمیتوان رنگ خاکستری غم را نادیده گرفت.
به نام خدا
آسمان هم برای غربت و مظلومیت مردم سرزمین من میگرید و با بارش هر باران مردم دیار من از بزرگ و کوچک شادمانه در انتظار شستشوی غم ها، روزهایشان را میگذرانند. در این سرزمین راه رویاهای مردم به سوی زندگی و محبت باز است و تنها صبوری است که میتواند انسان را به تماشای زیباییهایش بنشاند.
به نام خدا
برای دیدار از خورشید که گرمای آن سبب جان بخش خویشاندی هایمان میشود باید راه زیادی را پیمود.
خورشید گیسوان طلایی خود را از آسمان تا زمین پهن میکند و خزانی را که با تمام وجود روی شهر سایه انداخته است به باد تمسخر میگیرد.
به نام خدا
اگر در سرزمین هزاران پاره من تاریخ را پیاده طی کنیم نسلهای گمشده آن را پیدا خواهیم کرد که شعرهای ناگفته اشان را میتوان بار دیگر دسته جمعی سرود.
مادران، فرزندان خود را به دور از هر مامنی بسوی سرنوشت میبرند و تنها خانه این کودکان معصوم آغوش گرم مادرانشان است که حیاطش بوی یاسهای سفید را میدهد.
به نام خدا
گذشته های نه چندان دور در جلوی چشم هایمان به حال میرسند که در نهایت باید آنها را به آیندگان سپرد.کودکان سرزمین من همانند درختان بزرگ، خزان شدن را آزموده اند و به سوی آینده ای که امید بدان نیست پیش میروند.
زندگی در هر کجای این سیاره خاکی که باشد رنج را به دنبال دارد.
به نام خدا
حیات و هستی با آب آغاز گردیده است و در هر کجا آب باشد آبادانی را در پی دارد. اما این را خوب می دانم که زندگی بدون آب پایان خواهد پذیرفت. همه چیز حیات تشنه یک جرعه آب است که با موسیقی اش ، طبیعت را در گوش سبزینه ها زمزمه می کند.
اشک های جاری شده از کوه های بلند در غم مظلومیت مردم دیار من بدون هیچ چشم داشتی در پشت پلک های سنگ چین شده سیمانی انباشته می شود تا حداقل کودکان این سرزمین خورشید دلهایشان را آب نوازش دهد
آب محبت به همراه می آورد و زلال بودن آن صدق و صفایی است که در آیینه دلش به چشم می خورد.
به نام خدا
پدران این سرزمین برای داشتن خانه ای بدون حصار که با اطلسی های بنفش و یاس های رازقی دیواره هایش محصور شده باشد هم چنان تلاش می کنند. در این سرزمین مردم به دنبال یک سنت دیرینه هر سال زمین های زراعی خود را شخم می زنند و به جستجوی بذر محبتی میگردند که در دوران کودکی پدرانشان برای آنها کشت کرده است.
آیا به راستی بعد از آن که زمین بارور گشت، آسماان هم خواهد بارید؟
به نام خدا
زادگاه من اگر چه به وسعت گذشته نیست اما یادهای سبز و شیرین دوران کودکی ام هنوز آن را به همان وسعت دیروز می شناسد که عبور لحظه هایم در آن آغاز شد و اندیشه هایم در آن بارور گشت. دوست دارم که دوباره خانه ای در خور عشق های کودکیم بنا کنم با حصاری از مهر و محبت که دلها و صمیمیت را به هم گره بزند.
به نام خدا
کوچه های شهر پر از عبور مردمانی است که در پی زندگی روزمره می گردند و این را می توان در سکوت بچه های سیب فروش هم باور کرد. رنگ غمی که در بازار شهر به چشم می خورد حکایت از سایه شوم بیگانگان دارد که برای مردم به نمایش گذاشته می شود.
به نام خدا
در روزگارانی نه چندان دور، زیر این گنبد کبود، همه چیز در این دیار مظلوم شاد و سبز بود و زندگی مردم چون جویباری زلال در زیر آسمان صاف و روشن و درخشش آفتاب گرما بخش جریان داشت. اما امروز زندگی مردم سرزمین من دستخوش ناملایماتی گردیده که مرا ناخواسته آواره نشین این سیاره رنج کرده است.
به نام خدا
تغییرات سیاسی در هند: کشمکش های طولانی در هند به سه دلیل بود.
1- 1- اعتقاد هندوها به معرفت و بینش باعث شد تا در برابر استعمار و استبداد ایستادگی کنند.
2- حضور شخصیت هایی مانند گاندی که صبر و شکیبایی مافوق بشری او را به عنوان سلاحی از مذهب هندو گرفته شد که شامل عدم مقاومت و عدم اعمال شدت و داشتن قوت روح بود.
3- اختلاف شدید بین هندوها و مسلمانان در نهایت منتج به تشکیل دولت پاکستان در سال 1947 شد. این وقایع باعث شد تا مذهب هندو که پایه اش مبنی بر ترک دنیا، بدبینی و وصول بر نیروانا بود تبدیل به رهایی از انزوا شد و به شیوه جهان امروزی به سعی و تلاش پرداختند.
به نام خدا
جنبش لامذهبی: این جنبش جدید در هند تحت تاثیر افکار غرب در جوانان بوجود آمده است. آنها مبادی و افکار دینی را منکر شده و در کنار گذاشته اند. لذا آرای کمونیستها و مارکسیستها را جایگزین مبادی برهمن ها کرده اند. جواهر لعل نهرو این تمایل غیر مذهبی را با بی رغبتی به عرفان و تشریفات مذهبی که به عقیده ی وی باید از زندگی بشر کنار گذاشته شود را نشان می دهد.