Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin-top:0cm;
mso-para-margin-right:0cm;
mso-para-margin-bottom:10.0pt;
mso-para-margin-left:0cm;
line-height:115%;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:"Calibri","sans-serif";
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
به نام خدا
ویشنو: ویشنو
خدای مافظ کامل و منشا خیرات است. او را مظهر کامل مهر، محبت و لطف علوی می دانند.
او هم طراز با شیوا مورد پرستش قرار می گیرد. او را با چهار دست و بازو می نگارند
که با دو دست نشان سلطنت که شامل حلقه آهنی و گوزنی آهنی است گرفته و با دو دست
دیگر علاوه بر قوه سحرانگیز و عصمت و طهارت است. صدف حلزونی و گل نیلوفر آبی به
دست دارد. جامه او
زرد رنگ است و چشمان نیلوفری او مورد اعجاب و دلبستگی هندوان قرار دارد. او بر
چنبره مادی که عالم را فرا گرفته به نام (شیشا) یا (انته) استراحت می کند. رمز او
ماهی وارابه و پرنده گارودا می باشد. همسر او
لکشمی رب النوع سعادت و زیبایی است.
در عصر
ودیک، ویشنو مظهر خدای آفتاب است و بر اساس اسطوره ای نقل شده که زمانی سلطانی دیو
صفت به نام (پالی) زمین را تصرف کرده بود. اما ویشنو به شکل انسانی قد کوتاه ظاهر
شد و خواست که سه قدم بر روی زمین بردارد و پادشاه با تمسخر به او اجازه داد. لذا
ویشنو به شکل الهی خود ظاهر شد و با دو گام زمین و آسمان را پیمود و زمین را به
انسان ها و آسمان را به خدایان بخشید. او قدم سوم را بر نداشت زیرا مکان دوزخ بود
و آن را برای اهریمن باقی گذاشت.
این
اسطوره که بیانگر طبیعت فیاض و نجات دهنده را ترسیم می کند او را محبوب خلایق
معرفی می نماید. لذا بر حسب اقتضاعات او به زمین هبوط می کند که به آن (اوتاره) می
گویند. ویشنو تا به حال چندین مرتبه هبوط کرده که یک بار به صورت پهلوان افسانه ای
راما در داستان دامایانه است. دگر بار به صورت کریشنا پهلوان خوش حالت و دون ژوان
که در کتاب لهابهاراتا آمده است. هم چنین در پیکر آدمیان و جانوران دیگر که هر
ظهورش (میتولوژی) افسانه شناسی خاص خوذد را دارد.