افسانه خدایان مصر باستان
برخی اوزیریس را خدای بر گرفته شده از کشور لیبی میدانند. در آن جا او را مانند آب حیات بخش که باعث رویش نباتات میشود، میپرستیدند. خدای هوروس دارای سه شخصیت بود.
1- هوروس اکبر که برادر اوزیریس و ایزیس بود.
2- هوروس اوسط که به خوانخواهی پدر بر خاست.
هوروس اصغر که پسر دیگر ایزیس محسوب میشود و به نام هارپوگراس شهرت دارد.
عدهای آن را متعلق به کشور شام میدانند که خدای کشت و زرع محسوب میشد و در نهایت در عقاید دینی مردم مصر تاثیر گذاشت.
اوزیریس از خدای (مذکر) جب و (مونث) نوت متولد شد و با خواهرش ایزیس ازدواج کرد. ایزیس در سال 1500 ق.م به عنوان نمونهای از یک زن کامل و وفادار، حتی بیش از شوهرش مورد احترام بود. اوزیریس که مورد غضب برادرش ست قرار گرفته بود او را کشت و جسدش را در تابوتی برای پیوستن به دریا راهی رودخانه نیل کرد. ایزیس در این زمان هوروس را متولد شد. لذا ست بعد از آن که جسد برادرش را یافت، او را تکهتکه کرد و هر قطعه را به یکی از چهارده بخش مصر پراکنده کرد. لذا مصریان اعتقاد دارند که او خاک غلات را بارور میکند.
هوروس بعد از بلوغ بر ضد عموی خویش قیام کرد و او را دستگیر و به نزد مادرش آورد. ایزیس، ست را بخشید اما هوروس با کمک خدایمخوت (حکمت) قطعههای پیکر پدر را پیدا کرد. پدر وقتی زنده شد، چشم هوروس را که در جنگ با ست از دیت داده بود، بینایی داد. به همین دلیل است که آفتاب را منشع حیات و منبع نور میدانند. از آن پس اوزیریس به جهان زیرین رفت و خدای مردگان شد و لذا سلطنت مصر و آفتاب به هوروس واگذار شد. از آن پس هوروس به عنوان جانشین پدر لقب رب النوع خورشید، یعنی خدای فراز زمین گردید.