به نام خدا

 در مبحث مشتری و تعاملات مربوطه سه واژه مطرح است:
1) مشتری گرایی Customer Focused
2) مشتری مداری Customer Centered
3) مشتری محوری Customer Oriented
در واژه مشتری گرایی بازار به سمت مشتری گرایش و سمت و سو پیدا می کند که این سمت و سو بر اساس حدس و گمان از نیاز مشتری صورت می گیرد. در مشتری مداری به سنجش افکار نظارت و پیشنهادات خریدار توجه می شود. ولی در مشتری محوری یا مشتری فرمانی، مشتری کارفرما می باشد و تولید کننده و ارائه دهنده خدمات موظف به تأمین نیاز مشتری می باشند.
 باید توجه داشت که بازاریابی اجتماعی درباره ما نیست بلکه درباره مشتریان ما می باشد بنابراین باید به شناخت ادراکات مشتری پرداخت که اولاً کدام منافع از دیدگاه مشتری جذاب است و ثانیاً هزینه ها و موانعی که مشتری با آن روبروست کدامند.
خدمات باید دائم با نیاز مردم و مشتری تغییر یابد نه اینکه کار برای مدتی طولانی به یک صورت ادامه یابد بنابراین در اصلاح برنامه ها و خدمات باید1- برنامه ریزی مقدماتی و به عبارتی تعریف مسأله صورت گیرد. 2- مشتری تحلیل و نیازهای مشتری شناسایی گردد. 3- به تحلیل بازار پرداخت که باید رقبا بررسی شوند و منابع و سیستمهای حمایتی آنها مشخص گردد.
به طور طبیعی، در بازار فروشنده ای انتخاب می شود که روابط عمومی بهتری با مشتریان داشته باشد و تعاملات قبل، حین و پس از فروش را به نحو مطلوب تری با مشتری به انجام رساند این مطلب اهمیت حفظ مشتری را به اندازه جذب مشتری و همچنین استمرار برخورد مناسب در طول دوره ارائه خدمات به مشتری را بیان می کند.
CRM یک استراتژی کسب آگاهی بیشتر در مورد نیازها و رفتار مشتریان و ارتباط بیشتر با آنان می باشد و به بیان دیگر روشی جهت شناسایی مشتریان و راضی نگه داشتن و تبدیل آنها به مشتریان دائمی است. روابط خوب با مشتری رمز موفقیت در کسب و کار است.

نا گفته نماند كه تمام تحولات جهانی از گذرگاه اقتصادی عبور کرده و در اقتصاد نیز مشتری حرف نخست را می زند تا مشتری نباشد تولیدی نخواهد بود و تا تولید نباشد توسعه و پیشرفتی رخ نخواهد داد.