الهیات زمان هراکلیتوس
به نام خدا
* خدایی که معبد دلفی از آن اوست منظور خود را نه بیان میکند و نه پنهان می دارد. بلکه به کنایه نشان میدهد.
* زنان پیغامبر با زبان غران کلمات نا خوشایند و نیاراسته بر زبان میراند و با قدرت خدایی که در وجود او نهفته است صدای خو دا از پس هزاران سال به گوش میرساند.
* مراسمی که در میان مردم معمولی است مراسم نا مقدس است.
* آنها در برابر این بتها دعا میکنند چان که گویی انسان با خانهی کسی سخن بگوید و نداند که خدایان و قهرمان چه هستند.
* آنها بیهوده با آلودن خود خون خویشتن را پاک میکنند، درست چنان است که کسی قدم در گل و لای نهاده باشد پای خود را با گل و لای بشوید هرکس چنین شخصی را به این حال ببیند او را دیوانه خواهد پنداشت.
ایشان به این تندیسها "مجسمه ها " نماز میگذارند چنانکه گویی کسی با خانه ی خود گفتگو کند زیرا خدایان و قهرمانان را آنگونه که هستند نمیشناسند.
نخستین متفکران یونانی ص٢٣ و ٢٧۵