800x600

به نام خدا

 درختان گیلاس در هر گوشه و کنار جشن بر پا کرده بودند. درخت توت شیرینی­ هایش را در طبق اخلاص گذاشته بود. درختچه ­های سماق مغرور هر سو ایستاده بودند و ما شادمانه در میان علف­ها می­دویدیم.

با حرکت علف­ها پروانه­ ها مشتاقانه از میانشان بال می­گشودند و در شادی ما سهیم می­شدند. پینه دوزها با ولع برگ­ها را می­خوردند، گویی فرصت تنگ است!

گنجشک­ها هم آواز شادی سر داده بودند. برگ­ها دست­هایشان را به هم می­سائیدند و گنجشک­ها را همراهی می­کردند، و گوش ما را، وقتی پاهای­مان در خنکای آب رودخانه آرام گرفته بودند، نوازش می­دادند.

اما باید باز می­گشتیم و باز گشتیم.

ولی با خود کوله باری پر از شادی و عشق به خانه آوردیم.

حال آمده­ ام تا از تو برای این همه لطف سپاسگزار باشم.