ماهیت و نفس
به نام خدا
ماهیت خود: ماهیت خود در دین به همان اندازه روانشناسی غربی اهمیت دارد. در آیین بودا از دو نفس یاد میشود نفس مادون و نفس برتر.
دین میگوید که باید نفس مادون را بشناسیم تا ماهیت واقعی ما آشکار شود، اما این برای روانشناسان غربی که واقعیت را تنها نفس مادون میدانند شگفتآور است. آیا اشتراکی بین این دو نوع نگرش (دینی و روانشناسی غربی) وجود دارد؟ یکی از رویکردها برای پاسخ به این سوال بررسی دیدگاه این دو نگرش درباره تفکر است؟
آیین بودا تاکید دارد که با خاموش کردن نفس ماودن، خود را میشناسیم. اما چگونه میتوان نفس مادون را خاموش کرد؟ توافق زیادی در بین سنتهای دینی درباره نحوه این خاموشی وجود دارد. همه آنها بر رفتار ایثارگرانه و مهار فرایندهای فکری تاکید دارند.
مسئله شر: ادیان با این مسئله مواجهاند که چرا حقایق معنوی خدا یا نیروهای برتر اجازه پیدایش شر و رنج را میدهند. مسئله مهم دیگر مربوط به شر و رنج، میزان تمایلی است که مردم در خودشان نسبت به شناسایی میکنند و ماهیت تدابیری که برای رسیدگی به این شناخت اتخاذ میکنند میباشد.
مطالعه خودآگاه: هر چیزی که درباره نفس، نفس برتر و ذهن گفته میشود به گونهای از بحث خودآگاه متاثر است.
ارتباط ذهن مغز: مغز ماده خاکستری رنگی است که در جمجمه قرار دارد و شامل ذهن، دنیای درونی افکار، عقاید، خاطرات، شهودات و... است. دو نظریه مخالف در مورد نحوه ارتباط این دو وجود دارد:
١- نظریه وحدت (مغز، ذهن را به وجود میآورد)
٢- نظریه دوگانگی (ذهن به وسیله مغز فعالیت میکند)